همانطوری که انتظار می
رفت، مرحله اول با وجود مهندسی تبلیغات برای کشاندن مردم به پای صندوق های رای، با
حمله کاندیداها به هم یکدیگر، به یک فاجعه برای" جمهوری اسلامی" تبدیل و
عدم شرکت اکثریت کارگران، زنان و سایر زحمتکشان در انتخابات"انتصاب"، رژیم
را با چالش جدی روبرو ساخت، بطوریکه دومین مناظره مرحله دوم انتخاب رئیس جمهور با
جیغ و داد کاندیداها خاتمه یافت. در مرحله اول سه واقعه بسیار مهم رخ داد که رژیم
را در ترس و وحشت فرو برد.
الف - اعلان علنی جدائی
اکثریت مردم از کل حکومت با تمامی جریانهای رانتخوار و اولیگارشهای" انحصار
طلب، اصلاح طلب و روحانیت" .
ب - عمیق تر شدن شکاف درونی,
ناامیدی و ریزش بیش از پیش نیروهای بدنه تشکیلات رژیم.
پ _ شکست فضاحت بار پورمحمدی" سمبل روحانیت"، شکستی بود برای کل روحانیت.
عدم شرکت بیش از شصت درصد"
آمار رسمی حکومت" از مردم نشان داد که سیاستهای دروغ و ریا جمهوری اسلامی دیگر
جائی در میان جامعه ندارد. دروغگوئی آشکار پورمحمدی همکار رئیسی در کمیته های مرگ"
فتوای خمینی" در سال 67 تشکیلات روحانیت را کاملن رسوا ساخت. او در مصاحبه ای
در باره کشتار دسته جمعی زندانیان سیاسی، می گوید:" خواهش می کردیم می گفتیم
نمی خواد ما را قبول کنید، اصلن نمی خوایم جمهوری اسلامی را قبول کنی، می گفتیم یک
جمله به نفع امام، نظام نمی خوایم بگی، نمی خوایم بگی مخالف نظام هستی، تو با جنگ
مسلحانه با جمهوری اسلامی موافقی یا مخالفی؟ اگر الان مسعود رجوی تو تهرون بود در
زندان رو باز می کرد تو می جنگیدی با مردم؟ گفت آره می جنگیدم. من چه کار باید
بکنم." این شیاد چنان دروغ بهم می بافد که مو بر تن شنونده سیخ می شود. اما
واقعیت چه بود؟ اعدام زندانیان سیاسی چپ و کمونیست که جای خود دارد . اما در مورد
بسیاری از زندانیانی که در ارتباط با مجاهدین دستگیر شده بودند، دیگر نه هوادار
مجاهدین بودند و نه می خواستند در مقابل رژیم، قرار گیرند. با این وجود پورمحمدی و
دیگر اعضای هیات مرگ از این زندانیان می پرسیدند. آیا حاضری مسلحانه با منافقین بجنگی؟
اگر زندانی جوابی نداشت و یا سکوت می کرد، او را اعدام می کردند. و حتا شرارت
اعضای هیات مرگ چنان وحشتناک بوده که اگر زندانی می گفت،" آره" از
جمهوری اسلامی در مقابل منافقین دفاع می کنم. همین پورمحمدی ها می گفته اند، دورغ
میگی و زندانی اعدام می شد." منتظری هم در این موارد اشاراتی دارد."
در اولین مناظره مرحله دوم
بین پزشکیان ادامه دهنده سیاستهای دولت " روحانی کلید ساز" و جلیلی مدافع
دولت" رئیسی یکی از اعضای هیات مرگ سال 67" هر دوی آنها که خود را مدافع
و گوش بفرمان اوامر ولی فقیه" خامنه ای" و ذوب در ولایت می نامند، به
خوبی می دانند که رئیس جمهور نقش تشریفاتی دارد و حتا تعدادی از وزرا بطور مستقیم
ار طرف خامنه ای تعیین می شوند و تحت نظر مستقیم بیت رهبری عمل می کنند. بخصوص وزیر
امور خارجه و مذاکره کنندگان توافقنامه برجام دستورات خود را مستقیمن از ولی فقیه دریافت
می کنند.
اما در سیاست داخلی"
اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و.." هر دو کاندیدا طرفدار سرسخت سیستم نئولیبرالیستی
با روبنای اسلامی هستند یعنی طرفدار شدید واگذاری صنایع، منابع ملی و شرکتهای و
کارخانجات دولتی به بخش خصوصی" دلالان، رانتخواران و الیگارشها" هستند.
در این راستا خواستار کوچک کردن تشکیلات دولت و واگذاری اختیارات دولت به بخش
خصوصی با نام" مردمی سازی و بازار آزاد" هستند که حاصلی جز فقر، گرانی،
بیکاری برای مردم و غارت و چپاول برای قشر رانتخوار و الیگاشهای رنگارنگ حکومتی
ندارد. در بعد حقوق اجتماعی، فرهنگی خود را ملزم به اجرای قوانین شرعی تدوین شده
همچون تبعیض جنسیتی"حجاب اسلامی" ، مطبوعات و سیاست فیلترینگ"
اینترنت" و... می دانند.
حل معضل اجتماعی و تبعیض
جنسیتی یا تمکین به قوانین قرون وسطائی با قانع کردن:
پزشکیان در مرحله اول
انتخابات بعد از کلی گوئی و اشک تمساح در مورد برخورد با مساله حجاب اسلامی نماد
تبعیض جنسیتی از دخترش مثال می آورد و می
گوید:" با زور نخواهیم توانست حجاب بر سر زنان بپوشانیم." او می
گوید:" دخترم رو برای اینکه در حقیقت بتونم هدایت کنم.... خیلی وقتها بحث می
کرد من کوتاه می آمدم. برای اینکه اگر می خواستم با زور و با تحکیم با این دختر
برخورد کنم، این نمی شد که الان شده." این بدان معناست که پزشکیان توانسته
دخترش را قانع کند که حجاب اسلامی نماد تبعیض جنسیتی را داوطلبانه بپذیرد. چنین
فردی که دختر خود را مجبور می ساز تا نابرابری اجتماعی بین زن و مرد را بپذیرد، با
دیگران چه خواهد کرد. جلیلی هم با بیانی دیگر، به موضوع قانع کردن دانشجویان معترض
اشاره می کند.
منظور از بحث در مورد
برجام در مناظره:
توافقنامه برجام که بصورت
کاملن مخفیانه از افکار عمومی بین جمهوری اسلامی و امریکا در جریان بوده و هست.
مستقیمن تحت نظر و هدایت خامنه ای" بیت رهبری" قرار دارد و ریاست جمهور حق
دخالت ندارد و تنها بعد از مذاکره و توافق احتمالی بپای آن مهر زند. طرح این موضوع
در مناظره نشان می دهد که قضیه برجام و تحریمهای اقتصادی بسیار جدی شده و برای گذر از این بن بست خامنه ای تصمیم گرفته
است که خود را از عواقب نابود کننده آن کنار بکشد. با این وجود اهدافی که امریکا در
ورای برجام دارد" همچون برسمیت شناختن موجودیت اسرائیل" حداقل در
خفا"، عدم دخالت در معادلات منطقه و عدم حمایت و پشتبانی از نیروهای نیابتی
جمهوری اسلامی در منطقه" می تواند هزینه های سنگینی برای جمهوری اسلامی و شخص
خامنه ای به همراه آورد.
در نهایت:
عدم شرکت بیش از شصت در
صد" آمار رسمی جمهوری" در رای گیری مرحله اول، نتیجه خود را در
مناظره" خروس جنگی" مرحله دوم بین جلیلی و پزشکیان آشکار ساخت. این دو
کاندیدا چنان وحشتزده و آشفته بودند که از محدوده تخریب شخصیتی و کلی گوئی فراتر
رفته و دست به افشاگری از دولت های منتصب خامنه ای، رانتخواری، فساد، نابودی صنایع
و تولیدات داخلی، فرار سرمایه توسط باندهای حکومتی، همچنین اخراج دانشجویان و
استادان دانشگاهها و برخورد با مسئله حجاب اسلامی پرداخته و حکومت چند دهه جمهوری
اسلامی را رسوا و زیر سوال بردند. در مورد برجام هم بدون نام بردن از خامنه ای، گوشه
هائی از معامله های پشت پرده را آشکار کردند. بنابراین، عدم شرکت مردم در رای گیری
مرحله دوم می تواند جمهوری اسلامی را به عقب نشینی وادار و فضا را برای گسترش
اعتراضات گارگری و اجتماعی آماده تر سازد.

No comments:
Post a Comment